به یاد پدر
به یاد پدر
یک برگ دیگر از دفتر خاطراتم را ورق می زنم
امروز هم بی خیال
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودن امروز و سکوت سنگین فردا
من چه شتابان از ثانیه های ممتدد عبور مبکنم
فقط راه افتادم در پی هنوز
سپیده ها هم مثل من بی تاب اند از غروب و ...
آینه ها هم هرم نگاه تو را میخواهند
آسمان این خانه هم بهانه تو را می گیرد
میان کوچه های تاریک
میان شبهای درد و اندوه
صدای گامهای تو را می شنوم
فقط صدا ست که باقی ست
پیمان بسته بودی تا برای من نور بیاوری
نگاه مهربانی خورشید
ساعتی به وقت سرخ زمان
یادت هست؟؟؟
و رفتی و خورشید هم بردی
و من در حیات این لحظه ها
کوچه به کوچه
چشم در راهم
تنها با تو به غروبهای نیامده می اندیشم
برگهای زندگیم را با یاد تو رنگ می زنم
امروز هم ...
سیروس ذکایی
مدير روابط عمومي مجله ادبي و هنري شبهاي شعر بيدل